كروسينسكى ( مترجم : مهراب اميرى )
209
ده سفرنامه ( فارسى )
به هر صورتى كه مايل است واگذار نمايد . زمينهاى فارياب دشتستان معمولا جزو خالصهجات مىباشند و زارعين چنين اراضى ماليات و بهره مالكانه خود را به صورت اسب و قاطر به دولت پرداخت مىنمايند مضافا به اينكه مقدارى از اين اراضى به افراد و مالكين خصوصى تعلق دارد . سربازانى كه در بعضى از اراضى به كشت و كار اشتغال دارند به مجردى كه به خدمت فراخوانده شوند ناچارند كشته خود را به دوستان خويش واگذار نمايند و خود به محل خدمت عزيمت نمايند . با اينكه زمينهاى اربابى در ايران متعلق به اشخاص مىباشند ولى طبق عرف و قوانين ايران مالك اجازه ندارد زمين خود را باير و بدون كشت رها نمايد و يا به عبارت ديگر او مجبور است ساليانه ماليات ملك را بر اساس اراضى زير كشت به دولت پرداخت نمايد . چنانچه مالك و دولت با هم توافق نمايند كه زمينى را با نظر يكديگر كشت و كار نمايند كار بسيار خوبى است ولى به ندرت چنين توافقى پيش مىآيد . به گمان من اين يكى از قوانين بسيار خوب ايران بهشمار مىآيد ظاهرا ديگر ترتيبات نيز از زمان قديم تاكنون وجود داشته است . من بايستى بگويم كه اين اطلاعات را از يك صاحبمنصب كه از طرف دولت مأمور دريافت مالياتشاهى و عوارض اربابى بوده است كسب نمودم . « مستوفى » يا دفتردار مأمور است كه مبلغ ماليات و عوارض دريافتى را در دفاتر دولتى ثبت نمايد و او همچنين مسئوليت دارد كه صورتى از وجوه دريافتى و پرداختى را به دولت تهيه نمايد كلانتران و ديگر صاحبمنصبان دولتى كه مىخواهند از انباردار و مسئول سيورسات جنسى دريافت نمايند بايستى صورت اجناس درخواستى خود را به امناى مستوفى برسانند .